شب های بیمار...

خرید بک لینک
بگذار غرقه شوم در درياي غمی كه پشت چشمان آلوده به شب ات نهان ميكني.
چشمانت شبي ست رازآلود.
گاهي آنقدر تاريك كه آدمي از وحشت گم شدن در پستوهايش مذبوحانه از نگاه به آنها ميگريزد، گاهي آنقدر پرستاره كه براي پيدا كردن كهكشان راه شيريِ هفت آسمانش عمداً راهش را به بیراهه میکشد.
طاقتم از غمت طاق ميشود.
و بيتابي ات مثل ريگي كوه دلم را ميسايد و هر لحظه چيزي از درونم تهي ميكند.
غم نگاهت... از غم زلال نگاهت آب درياها را ميگريم...

بیست و سه آبان!

شب های بیمار......

ما را در سایت شب های بیمار... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 97 تاريخ: چهارشنبه 1 آذر 1396 ساعت: 20:56

صفحه بندی